کودکان طلاق

ما در زمانه ای زندگی میکنیم که کودکان طلاق بسیار در اجتماع اهمیت دارند. به عنوان مثال، شما نیازمند شناختن یک فرد دارای ناتوانی فیزیکی نیستید تا رنج های تحمیل شده بر دوش افراد دارای ظاهر و رفتار متفاوت یا نیازمند کمک و مساعده را درک کنید.

کودکان طلاق
یکی از نشانه های جامعه ی پویا و در حال جنبش این است که از کسانی که بیرون از مسیر اصلی اجتماع قرار گرفته اند قدردانی میکند، تا شاید با این کار، تغییر جهت داده و به مسیر اصلی برگردند.

اجتماعی نامرئی
یک اجتماع نامرئی وجود دارد که نیازمند توجه ماست. این اجتماع، نمیتواند از حقوق خود دفاع کند، اجتماعی است که از افعال دیگران ضربه میخورد، و همچنان باید سازگاری کند، چه به نفعش باشد چه نباشد.

من در مورد کودکان طلاق صحبت میکنم!
شاید بپرسید چگونه ممکن است؟ برخی از این کودکان طلاق خانه های اختصاصی دارند، بعضی از آنها والدینی دارند که همچنان به آنها اهمیت میدهند. برخی حتی وکالت امضا شده به نام خودشان دارند. اما باز هم چیزی که من در طول جلسات درمان و دوره های گذرانده شده در رابطه با طلاق کشف کردم، این بود که بیشتر کودکان طلاق این امتیازات را مطالبه نکرده بودند.

هرچند بازهم از این انسانهای کوچک ( کودکان طلاق ) انتظار میرود که باعث ایجاد تغییراتی شوند که سخت، ناگهانی و وحشتناک هستند. به علاوه، والدینی که این کودکان طلاق همیشه به آنها متکی بودند، حالا غالبا مشغول، عصبی، ناامید یا عبوس بوده و انرژی مثبتی برای مبادله نداشتند. آنها اکنون به دلیل کمبود پشت گرمی و فشارهای ناشی از طلاق، دچار سلب آزادی شده بودند.

طلاق بهایی دارد
بیایید واضح باشیم! من نقش جنگجوی اجتماعی برعلیه طلاق را بازی نمیکنم، خیر! طلاق بخشی ضروری در دنیای ماست. ما زندگی کوتاهی را در این سیاره تجربه میکنیم و هر مرد و زنی باید فرصت یافتن آرامش و امتیاز دوست داشته شدن را یه دست آورد. هیچ چیز ترسناکتر و بدتر از آن نیست که در جایی زندگی کنی که دوستت نداشته باشند. مانند کشیدن یک گچ بر روی تخته سیاه، روح را آزار میدهد.

کودکان طلاق و محافظت کردن از معصومیت کودکان طلاقتوسط گروه تحریریه یاسا 2۷ ماه قبل ۰
کودکان طلاق
ما در زمانه ای زندگی میکنیم که کودکان طلاق بسیار در اجتماع اهمیت دارند. به عنوان مثال، شما نیازمند شناختن یک فرد دارای ناتوانی فیزیکی نیستید تا رنج های تحمیل شده بر دوش افراد دارای ظاهر و رفتار متفاوت یا نیازمند کمک و مساعده را درک کنید.

کودکان طلاق
یکی از نشانه های جامعه ی پویا و در حال جنبش این است که از کسانی که بیرون از مسیر اصلی اجتماع قرار گرفته اند قدردانی میکند، تا شاید با این کار، تغییر جهت داده و به مسیر اصلی برگردند.

اجتماعی نامرئی
یک اجتماع نامرئی وجود دارد که نیازمند توجه ماست. این اجتماع، نمیتواند از حقوق خود دفاع کند، اجتماعی است که از افعال دیگران ضربه میخورد، و همچنان باید سازگاری کند، چه به نفعش باشد چه نباشد.

من در مورد کودکان طلاق صحبت میکنم!
شاید بپرسید چگونه ممکن است؟ برخی از این کودکان طلاق خانه های اختصاصی دارند، بعضی از آنها والدینی دارند که همچنان به آنها اهمیت میدهند. برخی حتی وکالت امضا شده به نام خودشان دارند. اما باز هم چیزی که من در طول جلسات درمان و دوره های گذرانده شده در رابطه با طلاق کشف کردم، این بود که بیشتر کودکان طلاق این امتیازات را مطالبه نکرده بودند.

هرچند بازهم از این انسانهای کوچک ( کودکان طلاق ) انتظار میرود که باعث ایجاد تغییراتی شوند که سخت، ناگهانی و وحشتناک هستند. به علاوه، والدینی که این کودکان طلاق همیشه به آنها متکی بودند، حالا غالبا مشغول، عصبی، ناامید یا عبوس بوده و انرژی مثبتی برای مبادله نداشتند. آنها اکنون به دلیل کمبود پشت گرمی و فشارهای ناشی از طلاق، دچار سلب آزادی شده بودند.

طلاق بهایی دارد
بیایید واضح باشیم! من نقش جنگجوی اجتماعی برعلیه طلاق را بازی نمیکنم، خیر! طلاق بخشی ضروری در دنیای ماست. ما زندگی کوتاهی را در این سیاره تجربه میکنیم و هر مرد و زنی باید فرصت یافتن آرامش و امتیاز دوست داشته شدن را یه دست آورد. هیچ چیز ترسناکتر و بدتر از آن نیست که در جایی زندگی کنی که دوستت نداشته باشند. مانند کشیدن یک گچ بر روی تخته سیاه، روح را آزار میدهد.

کودکان طلاق

بنابراین، زوج ها در صورت وجود اختلاف یا رنجی غیرقابل درمان، باید از یکدیگر طلاق بگیرند. مشاهده ی این امر که والدین خوشبختی را برمیگزینند، میتواند برای فرزندان نیز سودمند باشد و والدین برای فرزندان طلاق به الگوهایی تبدیل شوند تا بفهمند زندگی ارزشمند بوده و ما زندانی [روابط زناشویی] نیستیم.

جزیره ی طلاق
مشکل اینجاست که درست در همان اوایل دوره ی طلاق، زن و مرد در جایی قرار میگیرند که من دوست دارم آن را جزیره ی طلاق بنامم. جایی که قوانین سابق دیگر اعمال نمیشوند. آنها دقیقا هنگامی که باید والدینی نمونه و عالی باشند، پسرفت میکنند و فرزندانشان که حالا فرزندان طلاق محسوب میشوند، همراه خود به عقب میکشانند و در مهیا کردن احتیاجاتشان بازمیمانند.

قصد من ترساندن والدین نیست! ولی احساسات تعدادی از همین والدین را در نظر بگیرید؛ بعضی ها احساس تنها بودن دارند، بعضی ها حرص اموال خود را، درحالی که بعضی دیگر دیوانه وار قرار میگذارند و از روابط جنسی جدید لذت میبرند. برخی پر از غلیان و خشم در حالی که برخی دیگر افسرده و غمگین هستند.

همچنین به این اوضاع، لکه ی ننگ ”طلاق” و تعداد دوستانی که بخاطر طلاق گرفتن، رهایتان میکنند را هم اضافه کنید. و در آخر، مسئله ی جدایی قانونی از ازدواج که همواره حسی شبیه به بی انصافی را می تواند به همراه بیاورد.

درهرحال با وجود همه ی سختی ها، هنوز هم شما باید یک کودکان طلاق را بزرگ کنید. اگر در طول این پروسه دچار اشتباه شوید جای تعجب ندارد!

اشتباهات رخ میدهند، اما چه کسی یادش میماند؟

با وجود تمام این تغییرات، شما باید فرزندان خود را آگاهانه و منطقی تربیت کنید.

_ شوهر شما یک معشوقه ی جدید دارد و شما از دست او عصبانی و کلافه هستید و سعی میکنید که فرزندانتان را نیز با خود همراه سازید. شاید کارتان درست باشد، اما تعجب نکنید اگر چند سال بعد فرزندانتان به شما گفتند که نمیخواستند پایشان به این ماجرا باز شود.

_ شما از همسر خود به دلیل ولخرجی زیاد، متنفر هستید؛ چرا که پولهای نازنینی که با سخت کار کردن و تلاش و عرق ریختن به دست می آورید را هدر میدهد. و میخواهید بچه هایتان بدانند که شما از نظر اقتصادی نمیتوانید زندگی مطلوبی را برایشان فراهم سازید چون که مادرشان تمام پول ها را خرج میکند. لحظه ای که این را به آنها میگویید، حس خوبی به شما دست میدهد. پس با وجود اینکه در باطن میدانید که این کار به نوعی مخرب و ویرانگر است، بازهم آن را انجام میدهید.

صحبت نویسنده:موضوع طلاق و بچه های طلاق را حتما دنبال کنید و منتظر مطالب بعدی باشید.

نویسنده وبلاگ

پیام بگذارید