چرا کودکان هنگامی که والدینشان حضور ندارند رفتار متفاوتی از خود بروز میدهند؟

وقتی والدین می شنوند کودکشان در حضور یکی از اقوام، معلم، دوست یا مراقب چه رفتار متعادلی داشته است، اغلب می گویند: «پس چرا وقتی با من است این طوری نیست ». و بر عکس، وقتی والدین می شنوند کودکشان که به طور معمول پر جنب و جوش است، در طول مدتی که از خانه دور بوده است، گوشه گیر بوده، با تعجب می گویند: «چرا وقتی از خانه دور است این قدر خجالتی و کمرو است؟ »

رفتار کودک با توجه به شخصی که در کنار اوست و مکانی که در آن حضور دارد، تغییر می کند. والدین این تغییر رفتار را هنگام بردن کودک از مدرسه، مهدکودک، یا خانه یک دوست به خوبی می بینند. به محض آنکه به خانه می رسند، ممکن است دوباره کودک رفتارهای منفی خود را مثل نق زدن، بهانه گرفتن برای گرفتن چیزی و چسبیدن به والدین شروع کند. وقتی مادری از دیگران سؤال می کند که آیا تمام مدتی که دخترم پیش شما بوده همین رفتار را داشته، پاسخ معمول این است: «نه، او تا قبل از رسیدن شما رفتار خوبی داشت.» ممکن است والدین با شنیدن اینکه کودکشان خودش را خوشحال و سرگرم کرده تا حدی تسکین پیدا کنند، اما باز هم قدری از رفتارهای او ناراحت هستند.

در بیشتر مواقع، رفتار کودک با رسیدن والدینش تغییر می کند زیرا وقتی آنها در اطرافش هستند احساس راحتی بیشتری می کند و به محض آنکه چشمش به آنها می افتد، می تواند احساساتی را بروز دهد که تا پیش از این در خودش نگه داشته بود. شاید آن روز برایش روز خوبی نبود و کمی ناراحت شده بود زیرا نتوانسته بود با اسباب بازی دلخواهش بازی کند یا شاید یکی از آموزگاران او را تحت فشار قرار داده بود. یا شاید از این عصبانی شده که والدینش او را با پرستار تنها گذاشته بودند. وقتی والدینش به دنبال او می آیند، آشفتگی های یک روز کامل به یکباره بروز می کند.

برای کودک طبیعی است که وقتی دور از خانه است نتواند به راحتی نیازها و احساسات خود را بیان کند. بزرگسالان نیز وقتی در اداره یا محیط کار هستند یا با دیگران بسر می برند، خویشتن داری بیشتری از خود نشان می دهند. بنابراین، تعجب آور نیست کودکی که به نظر می رسد در تمام طول روز دیگران را از خود راضی نگاه داشته وقتی در کنار والدینش قرار می گیرد همه احساسات درونی خود را بیرون بریزد.

گاهی والدین موقعیت متضادی را با کودکشان تجربه می کنند. وقتی والدین از راه می رسند، کودک شاد و مشغول است و در رفتن به خانه تردید می کند. والدین فرض می کنند او اوقات بسیار خوشی داشته است، اما در حقیقت او بیشتر روز را منزوی بوده و با کودکان نجوشیده است. چنین رفتاری که نوعا در کودکان دوساله مشاهده می شود، از آنجا ناشی می شود که کودک زمانی که والدینش در اطراف او هستند راحت تر به بازی و سرگرمی مشغول می شود. بنابر این، او در واقع تا زمان ترک آنجا نتوانسته واقعا از اوقاتش لذت ببرد.

اگر کودکتان پس از یک روز دوری از شما بی قرار است یا هنگام رفتن به خانه شروع به شکایت می کند، حتما در این مورد از معلم، دوست یا پرستارش سؤال کنید. درباره میزان علاقه مندیها و فعالیتهای فرزندتان بپرسید، و سعی کنید اطلاعات درستی از نحوه گذران اوقاتش به دست آورید. رابطه صادقانه شما با پرستار کودکتان به شما کمک می کند رفتار فرزندتان را پیش بینی و درک کنید. اگر متوجه شدید با دیدن شما حالت روحی او تغییر می کند، می توانید یک قدم از او جلوتر پیش بروید. اگر نق می زند، سعی کنید توجه او را به چیز دیگری جلب کنید. «وقتی به خانه برسیم، با هم خمیر بازی می کنیم». اگر می دانید که به هنگام برداشتن او از مدرسه یا مهدکودک می خواهد بازی اش را شروع کند، به نحوی برنامه ریزی کنید تا کمی زودتر برسید یا کمی بیشتر منتظر او بمانید. به این ترتیب، او وقت دارد با آسودگی به گشت و گذارهای خود بپردازد و سپس با خشنودی آنجا را ترک کند.

نویسنده وبلاگ

پیام بگذارید